سلام
صبح زود با خیال راحت رفتم بیمارستان ، بعد از امضا کردن برگه قبول مسئولیت مرگ و غیره به دست پزشکان!!!!! خیلی خونسرد لباس هام رو عوض کردم و در اتاق منتظر بودم که نوبت عمل برسه . تمام اتاقها پر بود از بچه های 7 یا 8 ساله که عمل کرده بودن و من از همه افرادی که میخواستن عمل کنند یا عمل کرده بودن بزرگتر بودم . روی تخت اطاق خصوصی که رزرو کرده بودم دراز کشیدم بعد از 1 ساعت از داخل سالن کسی منو صدا زد ، رفتم بیرون دیدم خانم پرستار میگه برید به اتاق عمل . با اون لباسهای مسخره از راه پله رفتم بالا و به اتاق عمل رسیدم . با اینکه دفعه اول بود ولی خونسرد بودم ، خلاصه در زدم رفتم داخل. در اتاق عمل دوتا تخت بود که یکی خالی ولی روی اون یکی یک نفر خوابیده بود که در حال عمل بود!!! دهنش رو با یه گیره باز کرده بودن و تمام صورتش پر از خون بود . این تصویر رو که دیدم و فهمیدم همین بلا سر خودم میاد ترس اومد توی وجودم. ولی شوخی مسخره متخصص بیهوشی ترس رو از یاد من برد. طرف اومد و گفت: دراز بکش عزیزم. اومد بالای سرم و با خنده گفت : عزیزم شورت آهنی پوشیدی یا نه ؟ در حالی که من با تعجب داشتم نگاهش میکردم گفت: ما قزوینی هستیم اگه نپوشیدی خدا بهت رحم کنه تا آخر عمل معلوم نیست چه بلایی سرت میاد!!!!
خلاصه در حال خندیدن آمپول بیهوشی رو تزریق کرد و در کمتر از 5 ثانیه یک دفعه بیهوش شدم.50 دقیقه عمل طول کشید و 30 دقیقه بعد از عمل بهوش آمدم. همه چیز رو میشنیدم ولی نه میتونستم حرف بزنم و نه درست حرکت کنم. بعد از 4 ساعت که کاملاً بهوش آمدم از درد داشتم میمردم . هیچ مسکنی به من نزدن! شب مرخص شدم و به خونه برگشتم . دکتر گفته بود فقط مایعات بخور و بستنی. کل داروهای من دوتا شیشه شربت استا مینوفن و آموکسی سیلین 250بود که هر دو مال سنین زیر 15 بود.
خلاصه بعد از هزار تا بد بختی دیشب شکر خدا بعد از 10 روز بدون درد تونستم بخوابم البته بجز گرفتن نفس. همه میگن لوزه در آوردن که چیزی نیست ولی خدا نصیب هیچکس نکنه . این لوزه سومی که بچه ها در میارن فرق داره و حتی در آوردن هر سه لوزه در سن زیر 12 یا 13 سال درد کمتری داره و زود خوب میشه ولییییییییی در آوردن لوزه ها در سنین بالا خیلی فرق داره . چه فرقی داره؟ فرقش اینه که درد داره . آره یه دردی داره که 10 روز بیچارم کرد. حتماً خیلی هاتون گوش درد رو تجربه کردین . من در تمام این 10 روز به غیر از درد گلو و سر درد هر دوی گوشام به شدت درد میکرد. همچنین زبان کوچکم هم دو ونیم برابر بزرگ شده که هنوز هم به حالت عادی بر نگشته . وقتی میخوام بخوابم نمیتونم صاف بخوابم چون زبون کوچکم سنگین شده میر داخل گلوم و راه نفسم رو میگیره . تو این 10 روز چندین بار این حالت در خواب بهم دست داد که باعث شد من سرفه کنم حالا درد سرفه هم جای خود. تازه امروز صبح هم سکسکم گرفت که خیلی دردناک بود.
دلم لک زده برای غذا های جویدنی ، این وضعیت برام غیر قابل تحمل هست چون همیشه شکمو بودم. امیدوارم که تجربه نکنید .